تبلیغات به نام او که اشک را آفرید تا سرزمین وداع آتش نگیرد
نویســــندگان :
◊ شه بانوی عشق (20)
موضــــــوعات :
◊ عمومی (20)
آرشـیـــــــــــو :
◊ مهر 1386 (1)
◊ شهریور 1386 (5)
◊ مرداد 1386 (14)
لینكســــــــتان :
لینكــــــــدونی :
◊ باران عشق (-)
جستجـــــــــــو :
خبرنامــــــــــه :
نظر سنجــــــــی :
آمار وبــــــــــلاگ :
امروز :
بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
بازدید كلیه :
كلیه ارسال ها :
كلیه نظر ها :
تمامی حقوق مادی و معنوی این قالب برای میهن بلاگ محفوض میباشد
طراح و سازنده : علیرضا عسگری
عجب رویی داری :[عمومی , ]
آخ که عجب رویی داری
بازم میگی دوستم داری
خودم دیدم بابا خودم دیدم
لب روی لباش میگذاری
چرا راستشو نمیگی
غیر من یاری داری
من میدونم من میدونم
تو دیگه دوستم نداری
جولو پلاستو جمع کن
ببر بیرون از خونه ی دلم
این همه خوبی به تو
حالا ببین چی اومد به سرم
خانم حالا یاغی شده
رفته برام ساقی شده
برای آش سرد شون
چه کاسه ی داغی شده
گریه تویه قشنگی خیالم
حالا شده آتش زرد وجودت
اگه نفرین چاره سازه
پس منم سیاه می خونم
اگه عشق سوز گدازه
دیگه از عشق نمی خونم
پشت سرم گفتی که من درگیر قاطی پاتی ام
تف به مرامت عوضی از سرتم زیادیم
نوشته شده در سه شنبه 24 مهر 1386 و 01:10 ق.ظ توسط شه بانوی عشق
ویرایش شده در - و -
به خانه ات آمدم :[عمومی , ]
به خانه ات آمدم
پر از حس دریا بودی
اما با سکوتی خاص
در گوشه ای از خلوت و تنهاییت
با خودت کلمات رو زمزمه می کردی
گاهی همین کلمات به حالت گریه می کردن
بازم به تو پناه آوردم آرام شدم
گیتار می زدی برای رفع عطش دستانت
نت ها به آسمان پاشیده می شد
می می می میرم بر بر بر برات
چه حس قشنگی
وقتی در میان تارها عشق رو فریاد می زنی
چشمانم ابری هزار ساله رو در خود جا داده است
میترسم ببارم و تمام آرزوهای با تو بودن رویایی پوچ شود
سازت رو بردار
نگاهم رو کوک کن
و آرامش دریاییت را در دل طوفانی من قرار بده
دلم اندوه را با تمام وجود حس می کند
شیدا ترین آهنگ رو با تمام وجود برایم بخوان
دیگه از وهم شبانه ام می ترسم
مرا به حس بودنت نیازیست تا ابد
تو را برای تو وزندگی رو برای نفسهایت دوست دارم
ای تمام وجود من
ای بودن من از تو
نوشته شده در یکشنبه 25 شهریور 1386 و 11:09 ق.ظ توسط شه بانوی عشق
ویرایش شده در - و -
اگه دستم به جدایی برسه :[عمومی , ]
اگه دستم به جدایی برسه
اونو از خاطره ها خط میزنم
از دل تنگ تمام عاشقا
از شب روزه خدا خط میزنم
اگه دستم برسه به آسمون
با ستاره ها قیامت میکنم
نمیزارم کسی تنها بمونه
عشق رو بین همه قسمت میکنم
وقتی گاهی منو دل تنها میشیم
حرفای نگفتنی رو میشه دید
میشه تو سکوت بین منو تو
خیلی از ندیدنی ها رو دید
قصه ی جدایی ما آدما
قصه ی دوری ماست از خودمون
دوری منو تو از لحظه عشق
قصه ی سادگی گمشده مون
نوشته شده در یکشنبه 25 شهریور 1386 و 11:09 ق.ظ توسط شه بانوی عشق
ویرایش شده در - و -
عاشقانه ها :[عمومی , ]
دوست داشتن همیشه گـــفتن نیست گاه سکوت است و گاه نگــــــاه ... غـــــریبه ! این درد مشترک من و توست که گاهی نمی توانیم در چشمهای یکدیگــر نگــــاه کنیم.
***
دوستت داشتم ...یادت هست ؟ ...گفتم دوستت دارم ...و تو گفتی كوچكی برای دوست داشتن ....رفتم تا بزرگ شوم ...اما انقدر بزرگ شدم كه یادم رفت دوستت داشتم.
***
عشق،عشق می آفریند. عشق زندگی می آفریند. زندگی رنج به همراه دارد. رنج دلشوره می آفریند. دلشوره جرات می بخشد. جرات اعتماد به همراه دارد. اعتماد امید می آفریند. امید زندگی می بخشد. زندگی عشق می آفریند. عشق عشق می آفریند. (احمدشاملو)
***
گفتم دوستت دارم نگاهی به من کرد و گفت:چند تا؟ دستام رو بالا |آوردم و تمام انگشتهای دستمو نشونش دادم اما اون به کف دستام نگاه می کرد که خالی بود.
***
اگه 1 روز نتونستی گناهه کسی رو ببخشی از بزرگیه گناهه اون نیست از کوچیکیه قلبه تو!
***
اگر در قلبتان عشق باشد٬ می توانید هر روز معجزه کنید...
زندگی آب راهایی است به نام وفا... میریزد به جویی به نام صفا... میرود به رودی به نام عشق... میرسد به دریایی به نام وداع...
***
غروب شد....خورشید رفت ....افتابگردان دنبال خورشید می گشت ... ناگهان ستاره ای چشمک زد .. افتابگردان سرش را پایین انداخت اری گلها هرگز خیانت نمی کنند
***
تا حالا از گرمای خورشید ناراحت شدی ؟!
من هیچ وقت ناراحت نمیشم چون تو آتش عشق تو سوختم...
***
چشم های تو را دوست دارم ... نه به خاطر زیبائیشون ... بلکه به خاطر اینکه چشم های تو هستند...
***
عده ای دایم می نالند که گل سرخ خار دارد ما یاید شاد باشیم که خارها گل دارند
***
كاش 1000 بار نوشتن دوستت دارم جریمه ی مدرسه ام بود
***
ازگل پرسیدم محبت چیست گفت : ازمن زیباتراست .
ازافتاب پرسیدم محبت چیست گفت: ازمن سوزانتراست.
ازشمع پرسیدم محبت چیست گفت:ازمن عاشقتراست.
از خود محبت پرسیدم محبت چیست گفت: تنهایک نگاه است...
***
شراب را دوست دارم چون رنگ خون است خون را دوست دارم چون در رگ جریان دارد رگ را دوست دارم چون به قلب راه دارد قلب را دوست دارم چون جایگاه توست...
***
اگر كلید قلبی را نداری قفلش نكن اگر خداحافظی در راه است سلام نكن اگر دستی را گرفتی رهایش نكن...
***
اگر رفتم تو یادم کن. اگر مردم تو خاکم کن. اگر ماندم در این دنیا، به مهر خود تو شادم کن.
***
زندگی را دوست دارم نه در قفس. عشق را دوست دارم نه در هوس. تو را دوست دارم تا آخرین نفس...
در این حریم شبانه ستم گرفته در این شب خوف و خاكستر كه غم گرفته رفیق فروزان روشن رهایی من ستارهها را صدا بزن دلم گرفته
***
چقدر سخت است گل آرزوهایت را در باغ دیگری ببینی و هزار بار در خودت بشکنی و آن وقت آرام زیر لبت بگویی: گل من باغچه ی نو مبارک
***
آنکه میخواهد روزی پریدن آموزد، نخست میباید ایستادن، راه رفتن، دویدن و بالارفتن آموزد. پرواز را با پرواز آغاز نمیکنند
***
بهتر است غرورتان را به خاطر کسی که دوستش دارید از دست بدهید،تا اینکه او را به خاطر غرورتان از دست بدهید...
***
آنگاه كه با دستانت واژه عشق را بر قلبم نوشتی سواد نداشتم اما به دستانت اعتماد داشتم حال سواد دارم اما دیگر به چشمان خود اعتماد ندارم...
وقتی گلدون خونمون شکست !!
پدرم گفت: قسمت این بود...
مادرم گفت:هیف شد...
خواهرم گفت: قشنگ بود...
داداشم گفت : کاش دوتا داشتیم......
اما وقتی دل من شکست کسی به فکرش نبود..
***
اگر دورم ز دیدارت دلیل بی وفایی نیست،
وفا آنست که نامت را همیشه روی لب دارم
***
مهمونی یه تو آسمون... خدا می خواد قشنگ ترین فرشته رو انتخاب كنه ولی اون به این جشن نمی رسه ... چون داره این پیغامو می خونه
من گمان می کردم دوستی4 فصلش همه آراستگیست من چه می دانستم هیبت باد زمستانی هست من چه می دانستم سبزه می پژمرد از بی آبی سبزه یخ می زند از سردی دی من چه می دانستم دل هر کس دل نیست قلبها آهن و سنگ قلبها بی خبر از عاطفه اند من چه می دانستم
خدایا تو خود میدانی انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است
چه زجر میكشد آن كس كه انسان است و از احساس سرشار است
***
آن هنگام كه با بخار احساس وجودم روی جام دلت نوشتم دوستت دارم آیا دلت به حالم گریست؟!
***
اگر بگریم گویند که عاشق است
اگر بخندم گویند که دیوانه است
پس می گریم و می خندم
که بگویند یک عاشق دیوانه است
***
به چشمانت بیاموز که هر کسی ارزش دیدن ندارد....
به دستانت بیاموز که هر گلی ارزش چیدن ندارد....
به قلبت بیاموز که هر بی سرو پایی در ان جایی ندارد....
به دلت بیاموز اگه روزی تنها ماند طلب عشق زهر بی سرو پایی نکند ....
***
اگر كسی را دوست میداری تركش كن. اگر قسمت تو باشد باز میگردد. اگر هم باز نگشت یعنی به تو تعلق نداشت. پس همان بهتر كه رفت...
***
دوست داشتن خیلی بهتر از عشق است. من هیچ گاه دوست داشتن خود را تا بالا ترین قله های عشق پایین نمی اورم(دكتر علی شریعتی)
***
گفتی ستاره موندنیست دیدی ستاره هم شکست؟!
عهدی میون ما نبود عهد نبسته هم گسست . . .
***
وقتی كه بارون میاد هر چند تا قطره كه تونستی بگیری منو دوست داری و هر چند تا كه نتونستی بگیری من تو رو دوست! دارم
***
روزی تو را محاکمه می کنند
به حبس ابد محکوم میشوی
جرمت مشخص نیست شواهد زیادی هم از جنایت وجود ندارد
فقط اثر انگشتت را روی قلبی یافته اند
***
سکوتم را به باران هدیه کردم , تمام زندگی را گریه کردم , نبودی در فراق شانه هایت ، به هر خاکی رسیدم تکیه کردم.
***
افسوس که عشق جاودانه نیست.عشق گل سرخیست که طاقت طوفان را ندارد. عشق یک خاطره سبز است که از آمدن پاییز میترسد.
نوشته شده در یکشنبه 11 شهریور 1386 و 08:09 ق.ظ توسط شه بانوی عشق
ویرایش شده در - و -
فرق آموزگار با روزگار : :[عمومی , ]
فرق آموزگار با روزگار :
آموزگار اول درس می دهد بعد امتحان می گیرد اما روزگار اول امتحان میگیرد بعد درس می دهد
نوشته شده در پنجشنبه 1 شهریور 1386 و 11:08 ق.ظ توسط شه بانوی عشق
ویرایش شده در - و -
عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشانــــدم و پارو زنان سوی تو فرستارم :[عمومی , ]
عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشانــــدم و پارو زنان سوی تو فرستارم
وقتی به ساحل نگاه تو رسیـــــــد تو چشمانت را
بستی و قایقم غرق شد
نوشته شده در پنجشنبه 1 شهریور 1386 و 11:08 ق.ظ توسط شه بانوی عشق
ویرایش شده در - و -
تو مرا می فهمی :[عمومی , ]
تو مرا می فهمی
من تو را می خواهم
وهمین ساده ترین قصه یک انسان است
تو مرا می خوانی
من تو را ناب ترین شعر زمان می دانم
و تو هم می دانی
تا ابد در دل من می مانی
...
نوشته شده در دوشنبه 29 مرداد 1386 و 09:08 ق.ظ توسط شه بانوی عشق
ویرایش شده در سه شنبه 30 مرداد 1386 و 08:08 ق.ظ
من کی ام ؟ :[عمومی , ]
آدمك آخر دنیاست بخند
آدمك مرگ همینجاست بخند
آن خــدایی كه بزرگش خوانـدی
به خدا مثل تو تنهاست بخنــــد
دستخطی كه تو را عاشق كرد
شوخی كاغذی ماست بخنــــد
فكـر كـن فكـر تو ارزشـمند اسـت
فكر كن گریه چه زیباست بخنــــد
صبح فردا به شبت نیست كه نیست
تازه انگار كه فرداست بخنــــد
راسـتی آن چـه بـه یـادت دادیـم
پر زدن نیست كه درجاست بخنــــد
آدمك نغمه آغاز نخوان !!
به خدا آخر دنیاست بخنــــد . . .
*****
-- من کی ام ؟؟
نوشته شده در دوشنبه 29 مرداد 1386 و 09:08 ق.ظ توسط شه بانوی عشق
ویرایش شده در - و -
مطالب قبلـــــــی ...
◊ عجب رویی داری ...-
◊ به خانه ات آمدم...-
◊ اگه دستم به جدایی برسه...-
◊ عاشقانه ها ...-
◊ فرق آموزگار با روزگار :...-
◊ عاشقانه ترین نگاهم را روی قایقی از باد نشانــــدم و پارو زنان سوی تو فرستارم ...-
◊ تو مرا می فهمی ...-
◊ من کی ام ؟...-
◊ دلبر جان...-
◊ تاب و تب...-
◊ عشق سوزان...-
◊ دوش دیدم ...-
◊ ای عشق...-
◊ جانا...-
◊ بیزار...-